المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

581

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

تبديلى گناه نيست ، بلكه « تبديل » از حقّ به باطل گناه است ، امّا تبديل از باطل ، به حقّ روا و جايز است . الّذين برمىگردد به « من » وجيف ميل به افراط يا تفريط مىباشد . گفته شده است : اوصياء وصيّت را اجرا مىنمودند ، بعد از قول خداوند قبول كه فرمود « فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ » : به نحوى كه وصيّت انجام گرفته بود ، وصيّت را اجرا مىكردند هرطور كه شده باشد و لو اينكه تمام مال باقى مانده را خرج مىنمودند . پس با كلمهء « فَمَنْ خافَ » تا آخر نسخ شد . و باز گفته شده است . مقصود از « من خاف من موص » فردى است كه در حال مرض موت ، وصيّت يا اثمى را انجام دهد ، پس ايراد و جناحى بر او نيست كه او را از اين وضع برگرداند و راه و روش صحيح را به او بنماياند و روابط بين موصى و ورثه را اصلاح دهد ، به ترتيبى كه بين آنان ، اختلافى كه منجرّ به گناه گردد ، واقع نشود . در اين صورت ، كلمهء « خوف » بر ظاهر خود ، باقى مىماند و مورد انتظار و توقّع باقى نمىماند و اين تفسير وجه نيكو و زيبايى است ، جز اينكه اكثر فقها بر آن قول اوّل رفته‌اند و قول امامين صادقين ( عليهما السّلام ) نيز بر آن اساس مىباشد و اين امر از نظر ترجيح و بالا بردن كفّهء ترازو ، كفايت مىنمايد . جملهء « إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ؛ « خداوند بخشنده و بخشايشگر است » ، وعده‌اى است به كسانى كه وصيّت را از باطل به حقّ تبديل مىنمايند و اين جمله در مقابل آن و عيدى است كه در مورد تبديل حق به باطل ، داده شده بود . * * * [ 260 ] « مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ » ؛ و باز قول خداوند متعال كه مىفرمايد » : [ 261 ] مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ » « يا » [ 262 ] « مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِها أَوْ دَيْنٍ » . « 1 » تقسيم تركهء ميّت پس از به سامان رساندن وصيّت واجب مرده و پس از اداى دين و قرض اوست . اين آيات سه گانه دلالت دارند بر اين كه ميراث و بهره‌گيرى از آن ، پس از انجام وصيّت كفن ، دفن تجهيز و أداى دين متوفّى مىباشد .

--> ( 1 ) . آيات سه‌گانه فوق از سورهء نساء ، آيات 10 - 11 و 12 مىباشد .